تبليغاتX
هرگز عاشق نشو..............به خاطر عشق

هرگز عاشق نشو..............به خاطر عشق

به نظر شما عشق یه هوس یا احساس؟

ای
همراه

مـــــــــن

تنــــــها با تو

تا اوج عشـــــــق

هـم پـــــــــــــروازم

با قلب تودلدارمن هم آوازم

توهمپـــــــــای من، تنـــها با من

هـــــــــــــــــــم آوایـــــــــــــــــــــــی

با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــایــی

تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدایــی

ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب

دلـــگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــداییــــــــــم

ما، دل میبازیم دریا دریا ،تابیکران،عاشقای بی پرواییم

تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان

چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب

تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب

مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان

بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب

ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی

عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــداییم

ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران

عاشقـــــــای بی پــــرواییـــــــــم

ای تورؤیـای شبهای مـــــــن

عشق و ببین تو چشمای من

دستات و تو دســت من بگذاردرلحظه های دیـدار

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:48توسط بنیامین&ادیب | |

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد،

بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند،

بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی

بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی،

بگذار کسی باشم که در غم سوی او می آیی....

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:46توسط بنیامین&ادیب | |

 

وقتی که قهری با من: 

اسمون ستاره هاشو نمیخواد ماه واسه حرمت چشات دیگه در نمی یاد

چشم من اشکاشو جاری میکنه دل میره کنج سینه شب تا صبح گریه و زاری میکنه

اسمون هیچی بجز ابرای دلگیر نداره واسه دفن دل من تو بی کسی غم برام تابوت میاره

درا روی خنده ها بسته میشن چشام از دیدن خونه ی دلم بی تو باز خسته میشن

همه ستاره ها تو آسمون شهاب میشن انگاری تو سینه ام قلبو به اتیش میکشن

من دیگه از زندگی دل می برم هر چی كه بلا باشه میاد سرم

دل من خنده رو از یاد می بره هیچ جای دنیا واسم جا نداره بی تو دل همیشه یك دربه دره

شب و روز گریه و هق هق میكنم طاقت دوری تو هیچ وقت ندارم وقتی قهری عزیزم دق می كنم

غصه ها منو تا مردن می برن انگاری خدا منو دوس نداره وقتی كه قهری بامن                            

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:41توسط بنیامین&ادیب | |

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی عمیق ترین
درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
 بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
 بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
 بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است
 عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:40توسط بنیامین&ادیب | |


هر شمعی در دنیا پروانه ای دارد و هر پروانه ای شمعی , یا شمع آب میشود یا پروانه میسوزد , به عشق یکدیگر , اما بدا به حال پروانه ای که شمع ندارد چون پروانه عاشق است و شمع معشوق , میترسم همان پروانه بی شمع باشم که بدا به حالم , بدا به حالم که سالهاست شمعی برای سوختن این تن نیافتم که عاشقانه در عشق معشوق بسوزم , معشوقی که در رویا داشتم و دارم شمعی است از تبار آریا , زاده ایران سرافراز .

شمعی که هر گاه آن را در خواب نمایان میکنم گوئی همه دنیا روشن گشته , افسوس که در بیداری هنوز دنیایم تاریک است .

از آن بیشتر بیم دارم که مبادا نیابم شمع را , دنیا را نمیخواهم اگر تا رسیدنم آب شود آنگاه چه کنم , چه کنم اگر شمعم را با پروانه ای ببینم , اما اگر رسیدم و نگاهم نکرد آنگاه بدا به حال پروانگان , آنان در کنار شمع و به عشق شمع میسوزند

   من به تنهائی , در حسرت و انتظار یک نگاه شمع از درون میسوزم

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:38توسط بنیامین&ادیب | |

تو مگه بهم نگفته بودی که به عشق من اسیری

زنده هستی به امیدی که یه روز برام بمیری

من مگه نگفته بودم که تو این دنیا غریبم

جز تو هیچ کسی نمونده تو یکی نده فریبم

تو مگه بهم نگفته بودی سایه سایه پا به پامی

هر جای دنیا که باشم من نباشم تو باهامی

من همونم که چه آسون چشمامو به تو فروختم

لحظه لحظه با تو خندیدم و از اشک تو سوختم

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:36توسط بنیامین&ادیب | |

نمی خواهی شروع کنی ؟
می گن یه روز لیلی واسه مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری منو ببینی ؟
اگه نیمه شب بیای بیرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم می یام تا ببینمت.
مجنون که شیفته دیدار لیلی بود ، چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست.
ولی مدتی که گذشت خوابش برد.
نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید ، از کیسه ای که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ریخت تو جیبهای مجنون و رفت.
مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود، آهی کشید وگفت :
ای دل غافل یار آمد وما در خواب بودیم .
و افسرده و پریشون برگشت به شهر.
در راه یکی از دوستانش اونو دید و پرسید :
چرا اینقدر ناراحتی؟
و وقتی جریان را شنید با خوشحالی گفت :
این که عالیه !
آخه نشونه اینه که لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !
دلیل اول این که :
خواب بودی وبیدارت نکرده !
و به طورحتم به خودش گفته :
اون عزیز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بیدارش کنم ؟
و دلیل دوم اینکه :
وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری!
مجنون سری تکان داد و گفت :
نه!
اون می خواسته بگه :
تو عاشق نیستی!
اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد!
تو رو چه به عاشقی؟
بهتره بری گردو بازی کنی!
آره عزیز دلم باید حواسمون رو جمع کنیم .
نکنه خوابمون ببره !
نکنه فرصتها رو از دست بدیم.

نکنه وقتی بیدار بشیم که دیگه کار از کار گذشته باشه !

و باید بدونیم ، هر ثانیه از زندگی ما لحظه ای بی نظیر و تکرار نشدنیه.
و از اون لحظه های ناب ، بهترین استفاده رو ببریم.
پس بیا از همین لحظه شروع کنیم.

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:34توسط بنیامین&ادیب | |

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:30توسط بنیامین&ادیب | |

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:29توسط بنیامین&ادیب | |

فال بوسه واسه ماه های مختلف : 

برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.


برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و…
 
 
برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
 
برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید…   
 
 
برج اسد (مرداد)
بوسه های شما پراحساس، هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
 


برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
 
 
برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
 
 
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ……چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
 

برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

کی میشه تو لباس عروس به لبای خوشگلت بوسه بزنم
 
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
 
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت15:19توسط بنیامین&ادیب | |